ارتباطات خانوادگی

اگر بخواهیم  فضای مجازی و فرهنگ عمومی را در حالتی نزدیک و ملموس بررسی کنیم، کیفیت خانواده و فامیل و ارتباطات امروزی، مثال خوبی خواهد بود.

شاید بگویند که قدیم ارتباطات بهتر بوده و همه دور هم جمع می‌شدند ولی این عملا برای فامیل‎هایی ممکن بود که همه در یک شهر یا مکان‌های نزدیک باشند. عملا اگر اعضای خانواده یا دوست در شهرهای مختلف باشند، نه در زمان قدیم و نه زمان حال، امکان این که ارتباط دائم داشته باشند، فراهم نیست. لازم بود که حداقل تماس تلفنی باشند. تماس تلفنی تک به تک. چه برای احوالپرسی یا برای خبررسانی.

و حالا

اگر صفحه شبکه اجتماعی داشته باشید (مانند فیسبوک و اینستاگرام) تمام وقایع و خاطرات و حتی احساسات را می‌توانید، بیان کنید و خانواده و دوستان (با مجوز شما) ببینند و خبر داشته باشند. وقتی صفحه فیسبوک یا اینستاگرام را مرور می‌کنید، یک نفر را در فرودگاه می‌بینید، یک نفر در حال دفاع پایان نامه، یک نفر با دست زخمی در بیمارستان، یک نفر هدیه گرفته و یکی لباس نو خریده یا در حال نوازش یک حیوان است.

در پیام‌رسان‌های موبایلی اگر برای یک رویداد یا قرار، اطلاع رسانی جمعی لازم باشد، کافی است در یک گروه به همه اطلاع بدهید. در سفر هستید؟ یا یکی از اعضای خانواده مریض شده است و همه اقوام از احوال او خبر می‌گیرند. قبلا باید به تک تک شان تلفنی جواب می‌دادید، حالا یک پیام صوتی می‌گذارید و همه مطلع می‌شوند.

توجه داشته باشید که ارتباطات فامیلی به صورت رفت و آمد، اگر در قدیم بیشتر بوده بخاطر این بود که اغلب اقوام در یک شهر یا نواحی نزدیک بهم زندگی می‌کردند که امکان مسافرت سریع فراهم بود. قطعا ۳۰ سال پیش امکان مسافرت به فاصله ۱۰۰۰ کیلومتر مانند امروز آسان نبود. امروز فرصت سفر بیشتر فراهم است، چه با ماشین شخصی یا با هواپیما. خیلی‌ها فرصت سفر را برای گردشگری استفاده می‌کنند، در حالیکه قبلا امکانات و زیرساخت گردشگری و آژانس‌های توریستی نبودند، بهمین خاطر برای اغلب افراد، مسافرت به مقصدهایی بود که از اقوام و دوستان در آن سکونت داشتند. بهمین خاطر دیدارهای این چنینی نسبت به امروز بیشتر بود.

شفافیت و صداقت

 

وقتی افراد بیشتری در فضای مجازی وشبکه‌های اجتماعی باشند، علاوه بر رویدادها، می‌توانیم آن‌ها آنالیز و شخصیت‌شناسی کنیم و به طور غیر مستقیم حتی حالات روحی آن ها را مطلع شویم. وقتی یکی افسرده یا در آستانه خودکشی باشد، به طور قطع برای اعلام حال بد خود در شبکه اجتماعی بدون مخاطب خاص، سخن خواهد گفت. این به معنای کمک گرفتن است.

وقتی با یک نفر آشنا می‌شویم، چه برای رابطه دوستی یا حتی ازدواج، یا برای همکاری و استخدام و … با جستجوی نام و مشخصات و تصویرش در اینترنت می‌توانیم رد پاهایش را در شبکه‌های اجتماعی ببینیم. برای شناخت رو در روی آدم‌ها ممکن است زمان زیادی لازم باشد تا با برخوردهای مستقیم و تدریجی، او را بشناسیم. ولی با جستجوی آثارش در شبکه‌های اجتماعی، در زمان کوتاه، اطلاعات زیادی به دست می‌آوریم.

آدم‌های شفاف و صادق، اطلاعات‌شان را با جزئیات و وضوح (البته در حد رعایت ایمنی اطلاعات شخصی) در اینترنت منتشر می‌کنند. بنابراین وقتی مثلا راجع به یک متخصص متقاضی کار، هیچ چیزی در شبکه‌های اجتماعی نباشد، برایش امتیاز منفی خواهد بود.

امروز دیگر نبودن در شبکه‌های اجتماعی معادل با نبودن در دنیا (مرگ) است.

سیاستمداران

سیاستمداران و افراد صاحب منصب اعم از وزیر و وکیل مجلس و اعضای شورای شهر یا مدیران در هر شهر و استانی، از طریق شبکه‌های اجتماعی، بازخورد مستقیم از مردم می‌گیرند. دیگر برای مردم انتقاد تند از یک مقام سیاسی یک امر عادی شده است. سیاستمداری که به این موضوع توجه نکند، بلافاصله از سوی مردم طرد خواهد شد.

تعدیل نظرات و عقاید افکار عمومی در برخورد مستقیم با یکدیگر

فرزندان مقامات و سیاستمداران، معمولا در محیط های بسته بزرگ می‌شدند. همین الان هم معمولا در مدارس خاصی درس می‌خوانند که همه از خانواده‌های مشابه هستند. پیش از آمدن شبکه‌های اجتماعی، نظرات و دیدگاه‌های شان خیلی با آنچه در جامعه بود فاصله داشت. حال وقتی که وارد شبکه‌های اجتماعی می‌شوند، اوایل ممکن است با همان شیوه قدیم، سخن بگویند ولی وقتی با بازخوردهای مستقیم مردم مواجه می‌شوند، مجبور می‌شوند افکارشان را تصحیح و تعدیل کنند.

مثالی که فرزند یکی از نمایندگان مجلس در یک مصاحبه از عبارت «ژن خوب» استفاده کرد و بلافاصله باعث تمسخر وی در شبکه‌های اجتماعی شد و موارد دیگر این چنینی هم باعث شده است که افراد مشهور بیشتر مواظب کلام و رفتار شان باشند.

پیش افتادن از رسانه‌های سنتی مثل رادیو و تلویزیون و روزنامه و مجلات کاغذی

آن چه در رسانه‌های دیداری و شنیداری و نوشتاری امروز می‌بینیم همه متأثر از رویدادهای فضای مجازی هستند. سایت‌های خبری از اتفاقات و مباحثات عمومی در توییتر و اینستاگرام گزارش تهیه می‌کنند. برنامه‌های تلویزیونی حتما در محتوای شان به شبکه‌های اجتماعی اشاره می کنند و همه آن ها در شبکه‌های اجتماعی برای ارتباط مستقیم با مردم حضور دارند.

قبلا در هر خانه‌ای یک تلویزیون و رادیو بود و نهایتا معدودی روزنامه و هفته‌نامه و ماهنامه. رسانه در اختیار نخبگان جامعه بود. در مرحله بعد یک کامپیوتر به هر خانه اضافه شد و به اینترنت متصل شد. در ادامه در خانه‌هایی که فرزند مشغول به تحصیل داشتند، یک لپتاپ هم در کنار کامپیوتر عمومی خانه، اضافه شد.

وبلاگ نویسی با امکانات ارزان قیمت باعث شد که یک مرحله رسانه های شخصی توسعه پیدا کنند. موتورهای جستجوی حرف و سخن ها را از گوینده ها به شنونده های جستجوگر رساندند.

بعد از آمدن گوشی های هوشمند و اینترنت همراه، هر شخصی امکان این را دارد که یک رسانه فراگیر داشته باشد و حرفش را بزند. در اینستاگرام می‌توان به زبان تصویر و ویدئو صحبت کرد. در تلگرام و واتس اپ می‌توان متن نوشت و صوت و ویدئو منتشر و دست به دست کرد. در توییتر خبرنگارها هستند و در فیسبوک هم افرادی که بیشتر اهل مطالعات و نوشتن سطح بالا باشند. دیگر برای نوشتن و انتشار یک کتاب نیازی به مجوز و هزینه‌های سنگین نیست. به هر تعدادی می‌توان کتاب را منتشر کرد و به رایگان یا پولی در اختیار خواننده قرار داد.

بهبود فرهنگ عمومی

شاید زمانی که یاهو مسنجر و ام‌اس‌ان مسنجر بود هر کسی تعدادی دوست را در فهرستش داشت. ممکن بود یک جوک را برای آن ها بفرستد.  حال دیگر کسی به آن جوک ها نمی‌خندد. ما خیلی کمتر از قبل، جوک‌های قومیتی یا جنسیتی می‌گوییم.

ما به چشم می‌بینیم تجربیات دیگران را که برای بهبود وضع حیوانات و محیط زیست وقت می‌گذارند. می‌بینیم که به حیوانات غذا می‌دهند. دیگر کمتر سگ و گربه را فراری می‌دهیم. می‌دانیم که مارمولک سمی نیست و نباید آن را بکشیم.

یک حیوان آزاری به سرعت در شبکه‌های اجتماعی با واکنش روبرو می‌شود به طوری که مقامات مسئول در سطح کلان و رسانه ملی را به واکنش و پیروی وادار می‌کند. هیچ صدایی را نمی‌توان خفه کرد. اگر حق شهروندی پایمال شود بلافاصله تعداد زیادی با او همکلام می‌شوند و حمایتش می‌کنند.

 

Pin It on Pinterest

Shares